تبليغاتX
قلبهای ناآرام


قلبهای ناآرام





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

تقدیم به بهترین دوستای خودم
 
نويسنده: قلبهای ناآرام (الهه ایرانی) مورخ: شنبه 2 آبان1388 در ساعت: 10:14 بعد از ظهر
|+|

عاشقانه


نويسنده: قلبهای ناآرام (الهه ایرانی) مورخ: سه شنبه 19 آذر1387 در ساعت: 0:26 قبل از ظهر
|+|

سلام
خوبین بچه ها مرسی از کامنتهای زیباتون ممنونم که به من سر زدین
نويسنده: قلبهای ناآرام (الهه ایرانی) مورخ: دوشنبه 27 آبان1387 در ساعت: 4:49 بعد از ظهر
|+|

زندگی

زندگی یک آرزوی دور نیست

زندگی یک جست و جوی کور نیست

زیستن در پیله پروانه چیست

زندگی کن ، زندگی افسانه نیست

دریا صدایت می زند! گوش کن

هر چه نا پیدا صدایت می زند

جنگل خاموش می داند تو را

با صدایی سبز می خواند تو را

زیر باران آتشی در جان توست

قمری تنها در پی دستان توست

پیله پروانه از دنیا جداست

زندگی یک مقصد بی انتهاست

هیچ جایی انتهای راه نیست

این تمامش ماجرای زندگیست

 

 


نويسنده: قلبهای ناآرام (الهه ایرانی) مورخ: جمعه 14 تیر1387 در ساعت: 11:34 بعد از ظهر
|+|

سوال

يكي پرسيد اندوه تو از چيست؟


سبب ساز سكوت مبهمت ‘ كيست؟


برايش صادقانه مي نويسم


براي آنكه بايد باشد و نيست

 


نويسنده: قلبهای ناآرام (الهه ایرانی) مورخ: دوشنبه 10 تیر1387 در ساعت: 11:21 بعد از ظهر
|+|

سلام

اگر درياي دل آبيست

تويي فانوس زيبايش

اگر آيينه يك دنياست

تويي معناي دنيايش

تو يعني دسته اي گل را

زآنسوي افق چيدن

تو يعني پاكي باران

تو يعني لذت ديدن

تو يعني يك شقايق را

به يك پروانه بخشيدن

تو يعني از سحر تا شب

به زيبايي درخشيدن

زندگی شهد گل است

                می خوردش زنبور زمان  

                                   آنچه می ماندازآن

                                                عسل خاطره هاست

 


نويسنده: قلبهای ناآرام (الهه ایرانی) مورخ: شنبه 8 تیر1387 در ساعت: 1:4 بعد از ظهر
|+|

بنویسید
روي قبرم بنويسيد کبوتر شد و رفت زير باران غزلي خواند ، دلش تر شد و رفت چه تفاوت که چه خورده است غم دل يا سم آنقدر غرق جنون بود که پر پر شد و رفت روز ميلا د : همان روز که عاشق شده بود مرگ با لحظه ي ميلا د برابر شد و رفت او کسي بود که از غرق شدن مي ترسيد عاقبت روي تن ابر شناور شد و رفت هر غروب از دل خورشيد گذر خواهد کرد دختری ساده که يک روز کبوتر شد و رفت

نويسنده: قلبهای ناآرام (الهه ایرانی) مورخ: سه شنبه 4 تیر1387 در ساعت: 2:46 بعد از ظهر
|+|

تبریک

 

 


نويسنده: قلبهای ناآرام (الهه ایرانی) مورخ: دوشنبه 3 تیر1387 در ساعت: 2:44 بعد از ظهر
|+|

کاش

هرشب به اين دل تنهام میگم :

بی دلیل به اين جاده ی غربت چشم ندوز ...

اونکه رفته برنمی گرده !

هرروز تقويم روی ديوار رو خط ميزنم .

۱/۲/۳...

امروز حتی دیگه برای تقويم ديوار هم تکراری شدم .

باز هم نميخوای بياي ؟

نميدونم چرا ولی ...

هميشه اونقدر به جاده ای که از آن رفتی چشم ميدوزم که ...

حتی طلوع و غروب خورشيد هم برام بی معنی می شه !!

کاش يک روز بيای و بگی دوستم داری ...


نويسنده: قلبهای ناآرام (الهه ایرانی) مورخ: شنبه 25 خرداد1387 در ساعت: 1:36 بعد از ظهر
|+|

عشق

پروانه من در تاری اسیر است که عنکبوتش سیر است

نه یارای پرواز دارد

نه می تواند بمیرد

 


نويسنده: قلبهای ناآرام (الهه ایرانی) مورخ: شنبه 25 خرداد1387 در ساعت: 0:0 قبل از ظهر
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir